پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۶۰

نفس باد بهاران چمن آرای خوشی است

سایه ابر عجب دام تماشای خوشی است

نفس گرم طلب کن ز جگرسوختگان

که در احیای دل مرده مسیحای خوشی است

کج مکن پیش قدم گردن خود چون مینا

کز دل و چشم ترا ساغر و مینای خوشی است

چه زنی قطره به هر سوی، فرو رو در خویش

که درین تنگ صدف گوهر یکتای خوشی است

تو بدآموز به صحرا شده ای چون مجنون

ورنه وحشت زده را گوشه دل جای خوشی است

اگر از هر دو جهان چشم توانی پوشید

در پریخانه دل آینه سیمای خوشی است

وصل هر چند میسر به تمنا نشود

مکن اندیشه دیگر که تمنای خوشی است

بوسه ای گر به دو عالم دهد آن جان جهان

از ندامت مکن اندیشه که سودای خوشی است

صائب از صحبت خوبان جهان قسمت ما

نیست گر لطف بجا، رنجش بیجای خوشی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳ترجمان دل صاحب نظران خاموشی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴مایه پرورش عالم اسباب یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۵شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۶نغمه‌ها گرچه مخالف بود، آواز یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۷لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۸در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۹پیش صاحب نظران درد و دوا هر دو یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.