فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۱ بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۲ رخ برافروخته دیگر به نظر میآیی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۳ عیش فرش است در آن محفل روح افزایی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۴ باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۵ بهار گشت ز خود عارفانه بیرون آی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۶ مباش معجب و خودبین که در بلا افتی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۷ تو تا ز هستی خود بی خبر نمی افتی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۸ ز خط سیه رخ چون لاله زار خود کردی
- غزل شمارهٔ ۶۸۴۹ اگر مقید کسب هوا نمی گردی
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۰ دل مرا به نگاهی ز من برآوردی
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۱ هزار عقد محبت به این و آن بندی
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۲ اگر سرای جهان در خور سزا بودی
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۳ اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۴ غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۶ دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۷ هزار حیف که از رهگذار بی بصری
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۸ درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
- غزل شمارهٔ ۶۸۵۹ دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۰ مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۱ اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۲ کجاست دولت آنم که یار من باشی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۳ قدم برون مگذار از حصار خاموشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۴ اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۵ قرار گیر به دارالقرار درویشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۶ حضور فرش بود در جهان درویشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۷ قدم برون مگذار از سرای درویشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۸ ازان همیشه بود تازه روی درویشی
- غزل شمارهٔ ۶۸۶۹ ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۰ گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۱ ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۲ نیی که جیب و کنار از شکر کند خالی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۳ زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۴ تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۵ مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۶ ز من مدار توقع سخن از انجمنی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۷ چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۸ به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
- غزل شمارهٔ ۶۸۷۹ بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۰ چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۱ برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۲ صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۳ دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۴ همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۵ فکنده شور محبت مرا به صحرایی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۶ گرفته است مرا در میان تماشایی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۷ ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۸ نماند دشت جنون را رمیده آهویی
- غزل شمارهٔ ۶۸۸۹ ای آن که دل به ابروی پیوسته بستهای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۰ ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۱ از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۲ طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۳ ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۴ روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۵ از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۶ در خاک و خون کشید مرا ترکزادهای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۷ ای آن که دل به عمر سبکرو نهادهای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۸ از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
- غزل شمارهٔ ۶۸۹۹ من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
- غزل شمارهٔ ۶۹۰۰ با زهر چشم خنده همآغوش کردهای
متن اشعار به نقل از گنجور.