پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۴۱ بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۴۲ رخ برافروخته دیگر به نظر می‌آیی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۴۳ عیش فرش است در آن محفل روح افزایی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۴۴ باش در ذکر خدا دایم اگر جویایی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۴۵ بهار گشت ز خود عارفانه بیرون آی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۴۶ مباش معجب و خودبین که در بلا افتی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴۷ تو تا ز هستی خود بی خبر نمی افتی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴۸ ز خط سیه رخ چون لاله زار خود کردی
  9. غزل شمارهٔ ۶۸۴۹ اگر مقید کسب هوا نمی گردی
  10. غزل شمارهٔ ۶۸۵۰ دل مرا به نگاهی ز من برآوردی
  11. غزل شمارهٔ ۶۸۵۱ هزار عقد محبت به این و آن بندی
  12. غزل شمارهٔ ۶۸۵۲ اگر سرای جهان در خور سزا بودی
  13. غزل شمارهٔ ۶۸۵۳ اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
  14. غزل شمارهٔ ۶۸۵۴ غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
  15. غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
  16. غزل شمارهٔ ۶۸۵۶ دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
  17. غزل شمارهٔ ۶۸۵۷ هزار حیف که از رهگذار بی بصری
  18. غزل شمارهٔ ۶۸۵۸ درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
  19. غزل شمارهٔ ۶۸۵۹ دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
  20. غزل شمارهٔ ۶۸۶۰ مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
  21. غزل شمارهٔ ۶۸۶۱ اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
  22. غزل شمارهٔ ۶۸۶۲ کجاست دولت آنم که یار من باشی؟
  23. غزل شمارهٔ ۶۸۶۳ قدم برون مگذار از حصار خاموشی
  24. غزل شمارهٔ ۶۸۶۴ اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
  25. غزل شمارهٔ ۶۸۶۵ قرار گیر به دارالقرار درویشی
  26. غزل شمارهٔ ۶۸۶۶ حضور فرش بود در جهان درویشی
  27. غزل شمارهٔ ۶۸۶۷ قدم برون مگذار از سرای درویشی
  28. غزل شمارهٔ ۶۸۶۸ ازان همیشه بود تازه روی درویشی
  29. غزل شمارهٔ ۶۸۶۹ ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
  30. غزل شمارهٔ ۶۸۷۰ گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
  31. غزل شمارهٔ ۶۸۷۱ ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
  32. غزل شمارهٔ ۶۸۷۲ نیی که جیب و کنار از شکر کند خالی
  33. غزل شمارهٔ ۶۸۷۳ زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
  34. غزل شمارهٔ ۶۸۷۴ تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟
  35. غزل شمارهٔ ۶۸۷۵ مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
  36. غزل شمارهٔ ۶۸۷۶ ز من مدار توقع سخن از انجمنی
  37. غزل شمارهٔ ۶۸۷۷ چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
  38. غزل شمارهٔ ۶۸۷۸ به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
  39. غزل شمارهٔ ۶۸۷۹ بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
  40. غزل شمارهٔ ۶۸۸۰ چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
  41. غزل شمارهٔ ۶۸۸۱ برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
  42. غزل شمارهٔ ۶۸۸۲ صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
  43. غزل شمارهٔ ۶۸۸۳ دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
  44. غزل شمارهٔ ۶۸۸۴ همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
  45. غزل شمارهٔ ۶۸۸۵ فکنده شور محبت مرا به صحرایی
  46. غزل شمارهٔ ۶۸۸۶ گرفته است مرا در میان تماشایی
  47. غزل شمارهٔ ۶۸۸۷ ز حسن شوخ تو نظاره تماشایی
  48. غزل شمارهٔ ۶۸۸۸ نماند دشت جنون را رمیده آهویی
  49. غزل شمارهٔ ۶۸۸۹ ای آن که دل به ابروی پیوسته بسته‌ای
  50. غزل شمارهٔ ۶۸۹۰ ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای
  51. غزل شمارهٔ ۶۸۹۱ از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
  52. غزل شمارهٔ ۶۸۹۲ طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
  53. غزل شمارهٔ ۶۸۹۳ ای صید پیشه ای که دل از ما گرفته ای
  54. غزل شمارهٔ ۶۸۹۴ روی زمین به زلف معنبر گرفته ای
  55. غزل شمارهٔ ۶۸۹۵ از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
  56. غزل شمارهٔ ۶۸۹۶ در خاک و خون کشید مرا ترک‌زاده‌ای
  57. غزل شمارهٔ ۶۸۹۷ ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده‌ای
  58. غزل شمارهٔ ۶۸۹۸ از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
  59. غزل شمارهٔ ۶۸۹۹ من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
  60. غزل شمارهٔ ۶۹۰۰ با زهر چشم خنده هم‌آغوش کرده‌ای

متن اشعار به نقل از گنجور.