پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۲

اگر سرای جهان در خور سزا بودی

ز خوان رزق شکر روزی هما بودی

اگر به زور تردد شدی فراوان رزق

تمام حاصل عالم ز آسیا بودی

اگر حیات مقدر به زر فزون گشتی

کجا دو هفته گل سرخ را بقا بودی؟

اگر نه کام جهان در کنار ناکامی است

کلید گنج نه در کام اژدها بودی

اگر نه مصلحت خلق در غم و شادی است

همیشه بام عناصر به یک هوا بودی

اگر به پای طلب روزی آمدی در دست

کلید گنج سعادت هزار پا بودی!

به قدر حاجت اگر اعتبار می افزود

نمک چو جان گرامی گرانبها بودی

به جان یکدگر این ناکسان چه می کردند

اگر نه روزی هر کس جدا جدا بودی

اگر به جاه رسیدی کسی به استحقاق

مقام اهل سخن عرش کبریا بودی

به قدر همت اگر هر کسی گرفتی اوج

مقام صائب بر ذروه سما بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵۴غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵۶دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۵۷هزار حیف که از رهگذار بی بصری
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۵۸درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۵۹دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶۰مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۶۱اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.