پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۵

ز برگریز، دل بی قرار ازان داری

که غافلی ز بهاری که در خزان داری

برآوری ز گریبان رستگاری سر

اگر ز دامن شبها خط امان داری

جوی غم تو ندارد جهان بی پروا

چرا تو بیهده چندین غم جهان داری؟

سپهر سایه جان بلند پایه توست

چرا ز سایه حذر همچو کودکان داری؟

مکن به مشورت نفس زن صفت کاری

اگر ز مردی و مردانگی نشان داری

سفینه ای به کف آر از شکست خود چون موج

درین محیط اگر رغبت کران داری

زبان شکر تو چون سبزه در ته سنگ است

ولی به وقت شکایت دو صد زبان داری

ز کیمیای قناعت نگشت چشم تو سیر

عبث غنا طمع از نعمت جهان داری

برات رزق تو بر آسمان نوشته خدای

عبث توقع رزق از زمینیان داری

ز آستانه دل پا برون منه صائب

اگر هوای تماشای لامکان داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵۷هزار حیف که از رهگذار بی بصری
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۵۸درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵۹دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶۰مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۶۱اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۶۲کجاست دولت آنم که یار من باشی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶۳قدم برون مگذار از حصار خاموشی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۶۴اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.