پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵۹

دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری

ز بوسه نام مرا در شکر نمی گیری

فریب می دهی از وعده دروغ مرا

شکوفه می کنی اما ثمر نمی گیری

دل رمیده من در کمین پروازست

چرا خبر ز من ای بی خبر نمی گیری؟

در آستانه دیگر سراغ خواهی کرد

سر مرا اگر از خاک برنمی گیری

دل شکسته نخواهد به این کسادی ماند

ازین متاع چرا بیشتر نمی گیری؟

متاع یوسفی من به جا نمی ماند

چرا به قیمت خاک این گهر نمی گیری؟

شکار مفت مرا شاهباز بسیارست

چرا مرا به ته بال و پر نمی گیری؟

بگو صریح که از انتظار خون نکنم

اگر دل از من خونین جگر نمی گیری

همیشه دور به کام کسی نمی گردد

چرا به ساغری از ما خبر نمی گیری؟

درازدستی آه مرا به لطف ببخش

عنان جور و ستم را اگر نمی گیری

چگونه دل به تو بندد کسی، که با این ربط

خبر ز صائب خونین جگر نمی گیری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۶۱اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶۲کجاست دولت آنم که یار من باشی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۶۳قدم برون مگذار از حصار خاموشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶۴اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۶۵قرار گیر به دارالقرار درویشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۶۶حضور فرش بود در جهان درویشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶۷قدم برون مگذار از سرای درویشی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۶۸ازان همیشه بود تازه روی درویشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.