پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۶۲

کجاست دولت آنم که یار من باشی؟

ز خود کناره کنی در کنار من باشی

اگر شراب خوری ساقی تو من باشم

وگر به خواب روی در کنار من باشی

غرور حسن کجا می دهد ترا رخصت؟

که مرهم جگر داغدار من باشی

مرا به نیم نگه شرمسار کن از خود

چرا تو روز جزا شرمسار من باشی؟

ز ساده لوحی امید چشم آن دارم

که چون شکار تو گردم شکار من باشی

عجب که آینه گیری ز دست آینه دار

اگر تو با خبر از انتظار من باشی

ز شرم عشق همان ناامیدیم برجاست

اگر چه در دل امیدوار من باشی

ترا که هست دو صد کار غیر پرکاری

کجا به فکر سرانجام کار من باشی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۶۴اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶۵قرار گیر به دارالقرار درویشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۶۶حضور فرش بود در جهان درویشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶۷قدم برون مگذار از سرای درویشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۶۸ازان همیشه بود تازه روی درویشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۶۹ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۷۰گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۷۱ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.