پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۷۱

ز ماه رنگ نبازد کتان بیرنگی

شکستگی نبود در جهان بیرنگی

غبار تفرقه ای نیست همچو شیر و شکر

میان آتش و آب جهان بیرنگی

فریب رنگ چو طفلان ربوده است ترا

گلی نچیده ای از بوستان بیرنگی

ز انقلاب خزان و بهار آزادیم

رسیده ایم به دارالامان بیرنگی

گرفته است ترا رنگ همچو خون دامن

چسان رسی ز پی کاروان بیرنگی؟

دلت خوش است به میهای لاله رنگ جهان

نخورده ای می صاف جهان بیرنگی

به روی آینه سیماب را قراری نیست

ستاره سوز بود آسمان بیرنگی

ز چشم بحر صدف را نهان کند صائب

فروغ گوهر روشن روان بیرنگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷۳زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۷۴تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷۵مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۷۶ز من مدار توقع سخن از انجمنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۷۷چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۷۸به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۷۹بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۸۰چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.