پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۷۳

زبان شکوه اگر همچو خار داشتمی

همیشه خرمن گل در کنار داشتمی

هزار خانه چو زنبور کردمی پر شهد

اگر گزیدن مردم شعار داشتمی

ز دست راست ندانستمی اگر چپ را

چه گنج ها به یمین و یسار داشتمی

به ابر اگر دهن خود گشودمی چو صدف

هزار عقد گهر در کنار داشتمی

به گرد شمع تو پروانه وار می گشتم

اگر به گردش خود اختیار داشتمی

به درد عشق اگر مبتلا نمی گشتم

چه دلخوشی من ازین روزگار داشتمی؟

خزان فسرده نمی کرد روزگار مرا

اگر امید جنون از بهار داشتمی

اگر غبار تعلق فشاندمی از خویش

دل سبک چو نسیم بهار داشتمی

اگر غبار دل خود نشستمی به سرشک

هزار قافله در زیر بار داشتمی

قفس به دوش سفر کردمی ازین گلشن

اگر ز درد طلب خارخار داشتمی

اگر به عالم بیرنگیم فتادی چشم

کجا نظر به خزان و بهار داشتمی؟

ز آه کشتی دل بادبان اگر می داشت

ازین محیط امید کنار داشتمی

گذشته بودی اگر دل ز پرده اسباب

کجا ز چرخ به خاطر غبار داشتمی؟

به عیب خویش اگر راه بردمی صائب

به عیبجوئی مردم چه کار داشتمی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷۵مکش چو تنگدلان آه از پریشانی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۷۶ز من مدار توقع سخن از انجمنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷۷چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۷۸به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۷۹بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۸۰چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۸۱برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۸۲صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.