پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۷۴

تو قدر درد و غم جاودان چه می دانی؟

حضور عافیت رایگان چه می دانی؟

نکرده ای سفری در رکاب بیهوشی

گذشتن از سر کون و مکان چه می دانی؟

ز برگ و بار تعلق نگشته ای دلسرد

تو قدر سیلی باد خزان چه می دانی؟

نیافتی نظر از شبنم سبک پرواز

نشست و خاست درین بوستان چه می دانی؟

دلت خوش است که داری ثمر درین بستان

فراغبالی سرو روان چه می دانی؟

فریب خورده نیرنگ نوبهارانی

عیار چهره زرد خزان چه می دانی؟

تمام عمر به تن پروری برآمده ای

غمی به غیر غم آب و نان چه می دانی؟

در آفتاب قیامت نسوخته است دلت

قماش داغ دل خونچکان چه می دانی؟

تو کز حصار تن خود نرفته ای بیرون

ره برون شدن از آسمان چه می دانی؟

ترا که کار نیفتاده با جهان صائب

سبک رکابی عهد جهان چه می دانی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷۶ز من مدار توقع سخن از انجمنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۷۷چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷۸به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۷۹بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۸۰چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۸۱برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۸۲صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۸۳دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.