پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۷۵

مکش چو تنگدلان آه از پریشانی

که دل ز حق شود آگاه از پریشانی

دلِ چو آینه زان رندِ پاکباز طلب

که نیست در جگرش آه از پریشانی

دهد به بادِ فنا آن‌چه جمع آورده است

اگر غنی شود آگاه از پریشانی

کدام درد به این درد می‌رسد که کسی

به دردِ خود نبرد راه از پریشانی؟

نمانده است به دستم ز تار و پود حیات

به غیرِ آهِ سحرگاه از پریشانی

ز خرمنی که به عمرِ دراز کردم جمع

نمانده غیرِ پرِ کاه از پریشانی

کمالِ فقر همین بس که ایمن است فقیر

ز شورچشمیِ بدخواه از پریشانی

همان که راه نموده است توشه خواهد داد

مکن ملاحظه در راه از پریشانی

به سیمِ قلب چو یوسف فروختند مرا

برادران به لبِ چاه از پریشانی

نسیمِ سنبلِ فردوس روح تازه کند

ملول کی شود آگاه از پریشانی؟

اگر چه هست ولی‌نعمتی چو خورشیدش

همان خورد دلِ خود ماه از پریشانی

مساز دامنِ زلفِ دراز خود را جمع

که دستِ من شده کوتاه از پریشانی

نماز و روزه منعّم نمی‌رسد صائب

به آه‌ونالهٔ جانکاه از پریشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷۷چه خون که در جگر ماه و آفتاب کنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۷۸به محفلی که رخ از باده لاله زار کنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷۹بر این مباش که خون در دل نیاز کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۸۰چرا به سلسله زلف او نظر نکنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۸۱برون نیامده از خویشتن سفر نکنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۸۲صفای وقت درین خاکدان چه می خواهی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۸۳دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۸۴همین نه در نظر ای سیمبر نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.