پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۶۱

اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی

تلاش کن که به دل فارغ از جهان باشی

چونی به خوش نفسی وقت خلق را خوش دار

ترا که نیست میسر شکرستان باشی

ز خنده رویی صبح است تازه رویی مهر

مبر ز پیر خرابات تا جوان باشی

ترا که دیده منزل شناس در خواب است

همان به است به دنبال کاروان باشی

اگر تو از دل شبها چو شمع سرمه کنی

همیشه چشم و چراغ روندگان باشی

حجاب دست تهی ساز تازه رویی را

که همچو سرو سرافراز بوستان باشی

رود محیط گرانمایه در رکاب ترا

اگر چو موج سبکروح خوش عنان باشی

اگر چه چون خط پرگار می روی به کنار

به دل چو نقطه پرگار در میان باشی

چو ماهیان دهن بی زبان به دست آور

که بی زبان چو شوی بحر را زبان باشی

به شکر این که زمین گیر نیستی چون کوه

چنان مباش که بر خاطری گران باشی

به مور وقت سخن دست طرح ده صائب

گرت هواست سلیمان این جهان باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۶۳قدم برون مگذار از حصار خاموشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶۴اگر چه هست به ظاهر خراب درویشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۶۵قرار گیر به دارالقرار درویشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶۶حضور فرش بود در جهان درویشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۶۷قدم برون مگذار از سرای درویشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۶۸ازان همیشه بود تازه روی درویشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۶۹ز عشق شد همه غم های بی شمار یکی
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۷۰گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.