پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴۶

مباش معجب و خودبین که در بلا افتی

مبین در آینه بسیار کز صفا افتی

به هر سخن مرو از جا که جان رسد به لبت

چو عضو رفته ز جا تا دگر به جا افتی

چو گل به خنده میالا دهان خویش، مباد

به خاک راه به یک سیلی صبا افتی

چنان برآ ز تعلق که نقش نپذیری

اگر برهنه در آغوش بوریا افتی

به درد غربت زندان بساز چون یوسف

مرو به جانب کنعان که از بها افتی

به ماجرای من و عشق پی توانی برد

اگر به کشتی خصمانه با قضا افتی

جهان و هر چه در او هست پوچ و بی مغزست

مباد در پی او همچو کهربا افتی

ز نالههای غریبانه منع ما نکنی

اگر دل شبی از کاروان جدا افتی

ز عزم سست چنان کاهلی که گر خاری

به دامن تو زند دست، بر قفا افتی

بسر رسیدن ره در فتادگی بندست

ز دست تیشه مینداز تا ز پا افتی

عنان به دست هوا داده ای چو برگ خزان

خدای داند تا عاقبت کجا افتی

به زیر پای درآور سپهر را، تا چند

چو بار طرح درین کهنه آسیا افتی؟

چو آفتاب ز سر پا کنند گرمروان

تو هر کجا که رسی همچو سایه وا افتی

چو آفتاب عزیز جهان شوی صائب

اگر چو پرتو او زیر دست و پا افتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۴۸ز خط سیه رخ چون لاله زار خود کردی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۴۹اگر مقید کسب هوا نمی گردی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵۰دل مرا به نگاهی ز من برآوردی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۵۱هزار عقد محبت به این و آن بندی
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۵۲اگر سرای جهان در خور سزا بودی
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۵۳اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۵۴غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.