پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴۹

اگر مقید کسب هوا نمی گردی

حباب وار ز دریا جدا نمی گردی

لباس فقر بود پینه بر سراپایت

اگر شکسته تر از بوریا نمی گردی

رضای حق به رضای تو بسته است از حق

چرا به هر چه کند حق رضا نمی گردی؟

ایا کسی که به هنگام ارتکاب گناه

ز شرم خلق به گرد خطا نمی گردی:

ز خلق بیش، ز خود شرم کن که خلق از تو

جدا شوند و تو از خود جدا نمی گردی

ز تخم پوچ تو بی مغز روشن است چو آب

که روسفید درین آسیا نمی گردی

نشسته دست ز دامان دولت دنیا

چو خضر سبز ز آب بقا نمی گردی

تو تا خموش نگردی به صدزبان دراز

چو شانه محرم زلف دوتا نمی گردی

ز آشنایی مردم گزیده تا نشوی

تو بی شعور به خود آشنا نمی گردی

مدار دست ز دامان پیروان صائب

اگر ز بی بصری رهنما نمی گردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵۱هزار عقد محبت به این و آن بندی
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۵۲اگر سرای جهان در خور سزا بودی
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵۳اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۵۴غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۵۵ز برگریز، دل بی قرار ازان داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۵۶دگر چه شد که به عشاق سرگران بودی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۵۷هزار حیف که از رهگذار بی بصری
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۵۸درین حدیقه پر میوه تا جگر نخوری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.