پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۹۷

ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده‌ای

در رهگذار سیل میان را گشاده‌ای

کوری نمی‌رود به عصاکش برون ز چشم

خود خوب شو، چه در پی خوبان فتاده‌ای؟

پیراهنی که می‌طلبی از نسیم مصر

دامان فرصتی است که از دست داده‌ای

آرام نیست بوی گل و رنگ لاله را

تو بی‌خبر چو سرو به یک جا ستاده‌ای

تا می‌کشد دل تو به این تیره خاکدان

هرچند بر سپهر سواری، پیاده‌ای

بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توست

جز دست اختیار که بر هم نهاده‌ای

امروز خانه‌ای به صفای دل تو نیست

گر روزنش ز دیده عبرت گشاده‌ای

داغ ندامت است سرانجام رنگ و بوی

صائب چه محو بوی گل و رنگ باده‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۹۹من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۰۰با زهر چشم خنده هم‌آغوش کرده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۰۱تا چهره گلگل از می گلفام کرده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۰۲بی پرده رو در آینه ما نکرده ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۰۳دارم ز اشک گرم دل تاب خورده ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰۴ای دل چه در قلمرو میخانه مانده ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۰۵چون آب در لباس گل و خار بوده ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۰۶ای کوه بیستون که چنین سرکشیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.