پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۰۴

ای دل چه در قلمرو میخانه مانده ای

حیران می چو دیده پیمانه مانده ای

از بهر آشنایی این خونی حیا

از صد هزار معنی بیگانه مانده ای

جای تو نیست کنج خرابات بی غمی

آنجا به ذوق گریه مستانه مانده ای

وقت است غیرتی کنی و یک جهت شوی

پر در میان کعبه و بتخانه مانده ای

جوشی اگر برآوری از دل بسر رسی

چون درد اگر چه در ته پیمانه مانده ای

همطالع همایی و از کاهلی چو جغد

بی بال و پر به گوشه ویرانه مانده ای

عبرت ز شانه و دل صد چاک او بگیر

در دودمان زلف چه چون شانه مانده ای

زنهار دل مبند به طفلان که عنقریب

طفلان رمیده اند و تو دیوانه مانده ای

فرداست در نقاب خزان گل خزیده است

در کنج آشیانه غریبانه مانده ای

همراه توست رزق به هر جا که می روی

در گوشه قفس چه پی دانه مانده ای؟

بس نیست سقف چرخ، که در موسمی چنین

در زیر بار سقف ز کاشانه مانده ای؟

در سنگ لاله، در جگر خاک گل نماند

ای خانمان خراب چه در خانه مانده ای؟

خود را به نشائه ای برسان، ورنه عنقریب

رفته است نوبهار و تو فرزانه مانده ای

نعل حرم ز شوق تو صائب در آتش است

غمگین چرا به گوشه بتخانه مانده ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۰۶ای کوه بیستون که چنین سرکشیده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۰۷ای غنچه‌لب که سر به گریبان کشیده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۰۸آتش به خرمن از گل باغی ندیده ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۰۹ما را بس است سلسله جنبان اشاره‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۰آن را که هست گردش چشم غزاله‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱۱ای شمع طور از آتش حسنت زبانه‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱۲ای جان به قید گنبد خضرا چگونه‌ای؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۱۳طفلی کز او مراست تمنای آشتی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.