پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۰۸

آتش به خرمن از گل باغی ندیده ای

جوش جنون ز چشمه داغی ندیده ای

پروانه وار سیلی آتش نخورده ای

در دودمان آه چراغی ندیده ای

با ناله یک سراسر گلشن نرفته ای

با عندلیب گوشه باغی ندیده ای

از لاله زار آبله یک گل نچیده ای

در پای شوق، خار سراغی ندیده ای

با چاک سینه دست و گریبان نبوده ای

در دست خود ز داغ ایاغی ندیده ای

عمرت چو گل به خنده شادی گذشته است

زخمی نیازموده و داغی ندیده ای

صائب ز مرگ این همه اندیشه ات ز چیست؟

هرگز ز عمر خویش فراغی ندیده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۰آن را که هست گردش چشم غزاله‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۱ای شمع طور از آتش حسنت زبانه‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۲ای جان به قید گنبد خضرا چگونه‌ای؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱۳طفلی کز او مراست تمنای آشتی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۴ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱۵ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱۶ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.