پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۶

ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟

دیوانه را به حلقه طفلان چه می بری؟

چون شکر این فشار که من خورده ام بس است

بار دگر مرا به نیستان چه می بری؟

دلهای بی غمان چمن می شود کباب

این بی دماغ را به گلستان چه می بری؟

چون اشک می دود به رخ شمع، بی حجاب

پروانه مرا به شبستان چه می بری؟

از عشق، بدعت است تمنای خونبها

ای خودفروش عرض شهیدان چه می بری

از دست رعشه دار گشادی نمی شود

دیوان دل به زلف پریشان چه می بری؟

این دزدها تمام شریکند با عسس

پیش فلک شکایت دونان چه می بری؟

شیر روان ز مایه زمین گیر می شود

هشیار را به مجلس مستان چه می بری؟

دل را به خاکبازی طفلانه باختی

از شهر ارمغان به بیابان چه می بری؟

صائب وداع بخت سیه کار خویش کن

این سرمه را به خاک صفاهان چه می بری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۳آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۴تیغ تو در نیام کند قطع زندگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۵آسودگی مجو ز گرفتار زندگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.