پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۴

تیغ تو در نیام کند قطع زندگی

از آب ایستاده که دید این برندگی؟

باشد عیار بینش هر کس به قدر شرم

نرگس تمام چشم شد از سرفکندگی

فرمان پذیر باش که هیچ آفریده ای

با اختیار جمع نکرده است بندگی

افکنده ام چو نافه ز خود دور سایه را

آهو به گرد من نرسد در دوندگی

دریا به جای قطره ز نیسان گهر گرفت

نقصان نکرده است کسی از دهندگی

در چشم خلق سبز نگردد ز انفعال

تنها چو خضر هر که خورد آب زندگی

استادگی حیات ندانسته است چیست

ریگ روان نفس نکشد در روندگی

در بندگی است صائب اگر هست عزتی

یوسف عزیز مصر شد از راه بندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۲۶صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۲۷ای گل ز شوخ چشمی اغیار غافلی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲۸کوچکدلی است مایه تسخیر عالمی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۹تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۳۰تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۳۱چند از بهار عشق قناعت به خس کنی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳۲گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۳۳بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.