پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۸

کوچکدلی است مایه تسخیر عالمی

آفاق را گرفت سلیمان به خاتمی

دریا به سوز سینه عاشق چه می کند؟

خورشید سیر چشم نگردد به شبنمی

بی حاصلی که زنده نباشد دلش به عشق

در چشم اهل دید بود نخل ماتمی

همسایه وجود نباشد اگر عدم

چون ملک نیستی نتوان یافت عالمی

چون ماه روزه گرچه به لب مهر داشتم

سررشته حساب مرا داشت عالمی

گیرم که آب شد دلم از شرم معصیت

دامان باغ را نکند پاک شبنمی

حیف است صرف خنده بی عاقبت کند

آن را که همچو صبح ز عالم بود دمی

گر نیست بر مراد تو دنیا مشو ملول

برپای گو مباش ترا بند محکمی

عیسی به آسمان چهارم نمی گریخت

می داشت زیر چرخ گر امید همدمی

مه را برون نیاورد از بوته گداز

دارد اگرچه زیر نگین مهر، عالمی

صائب چو راز عشق غریب اوفتاده ایم

ما را بس است از همه آفاق محرمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۳۰تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۳۱چند از بهار عشق قناعت به خس کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۳۲گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳۳بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۳۴در پیری ارتکاب می ناب می کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۳۵دایم ستیزه با دل‌افگار می‌کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳۶زین گریه دروغ که ای پیر می کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۳۷هرگاه رخ ز باده عرقناک می کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.