پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۳۶

زین گریه دروغ که ای پیر می کنی

آبی به شیراز سر تزویر می کنی

زان به بود که سیر کنی صد گرسنه را

چشم گرسنه خود اگر سیر می کنی

از سیر نیست مانع عمر سبک خرام

موی خود از خضاب اگر قیر می کنی

مویت سفید و نامه اعمال شد سیاه

در توبه اینقدر ز چه تائخیر می کنی؟

کافور مرگ آتش حرص ترا، کم است

تو ساده لوح فکر طباشیر می کنی

طی شد شب جوانی و خندید صبح شیب

تو این زمان تهیه شبگیر می کنی؟

در خامشی گریز ز تقصیرهای خویش

تمهید عذر بهر چه تقصیر می کنی؟

این خانه را که طعمه سیلاب می شود

ای خانمان خراب چه تعمیر می کنی؟

کم کرده ای گناه، که در وقت بازخواست

تقصیر خود حواله به تقدیر می کنی؟

آن خصم نیست نفس کز احسان شود مطیع

غافل مشو که تربیت شیر می کنی

سال دراز کعبه نگرداند رخت خویش

تو هر دو روز رخت چه تغییر می کنی؟

آن پرده سوز، قابل تصویر خلق نیست

در پرده است هر چه تو تصویر می کنی

چون سینه را هدف کنی ای بیجگر، که تو

در خانه کمان حذر از تیر می کنی

صائب مس تو نیست پذیرای نور فیض

بیهوده عمر خرج در اکسیر می کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۳۸زیر سپهر خواب فراغت چه می کنی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۳۹تسکین دل به زلف پریشان چه می‌کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۴۰لنگر درین خراب برای چه می کنی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۴۱پنهان رخ چو ماه برای چه می کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴۲ای غافلی که در پی دینار می روی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۴۳ای بی‌خبر ز خود به تماشا چه می‌روی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۴۴چندان به خضر ساز که از خود بدر شوی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۴۵تا رهنورد وادی سودا نمی شوی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.