پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴۵

تا رهنورد وادی سودا نمی شوی

اخترشناس آبله پا نمی شوی

تا برنخیزی از سر این تیره خاکدان

سرو ریاض عالم بالا نمی شوی

تا چون حباب تخت نسازی ز تاج خویش

بی چشم زخم واصل دریا نمی شوی

تا همچو غنچه تنگ نگیری به خویشتن

از جنبش نسیم چو گل وا نمی شوی

تا بر محک ترا نزند سنگ کودکان

در مصر عشق قابل سودا نمی شوی

تا خارخار عشق نپیچد ترا به هم

چون گردباد مرحله پیما نمی شوی

صبح امید خنده شادی نمی کند

تا ناامید از همه دنیا نمی شوی

در میوه تو تا رگ خامی به جای هست

در کام روزگار گوارا نمی شوی

صائب به گرد خود نکنی تا سفر چو چرخ

سر تا به پای دیده بینا نمی شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۴۷گر درد طلب رهبر این قافله بودی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۴۸یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۴۹دستی به سر زلف خود از ناز کشیدی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۵۰چون رشته به همواری اگر نام برآری
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۵۱دل آب کند برق جلالی که تو داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵۲محراب نظرهاست کمانی که تو داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۵۳خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۵۴با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.