پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴۹

دستی به سر زلف خود از ناز کشیدی

تا حلقه به گوش که دگر باز کشیدی

شد بر لب دریاکش من مهر خموشی

جامی که ز منصور سخن بازکشیدی

در کنج قفس چند کنی بال فشانی؟

بس نیست ترا آنچه ز پرواز کشیدی؟

ای آینه در روی زمین دیدنیی نیست

بیهوده چرا منت پرداز کشیدی؟

جز سرمه که برخاست به تعظیم تو از جای؟

چندان که درین انجمن آواز کشیدی

ای کبک لب از خنده بیهوده نبستی

تا رخت به سرپنجه شهباز کشیدی

چون برگ گل افزود به رسوایی نکهت

هر پرده که بر چهره این راز کشیدی

خون گشت دل زمزمه پرداز تو صائب

تا این غزل از طبع سخنساز کشیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۵۱دل آب کند برق جلالی که تو داری
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۵۲محراب نظرهاست کمانی که تو داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۵۳خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۵۴با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۵۵زنهار دل خویش به عالم نگذاری
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵۶ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۵۷حیف است درین فصل دماغی نرسانی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۵۸ظلم است که درمان خود از درد ندانی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.