پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۵۴

با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟

ای زنگ به این آینه پاک چه داری؟

دودم به فلک بر شد و گردم به هوا رفت

دیگر به من ای شعله بی باک چه داری؟

بگذار به درد دل خود ماتمیان را

با جان حزین و دل غمناک چه داری؟

در قطع امیدست گر آسودگیی هست

راحت طمع از جان هوسناک چه داری؟

تا ابر بهاران نشود چشم تو از درد

ظاهر نشود بر تو که در خاک چه داری

امید فروغ از مه و خورشید درین بزم

با روشنی شعله ادراک چه داری؟

خورشید درین دایره خون می خورد از دور

خم در خم آن حلقه فتراک چه داری؟

از صحبت باد سحر ای غنچه بیدل

در دست به جز سینه صدچاک چه داری؟

صائب ز شب دل سیه نامه اعمال

چون صبح حذر با نفس پاک چه داری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۵۶ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۵۷حیف است درین فصل دماغی نرسانی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۵۸ظلم است که درمان خود از درد ندانی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۵۹ای جاده سودای تو هر رشته آهی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۶۰در سینه عشاقی و از سینه جدایی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۶۱با زلف تو دم می زند از نافه گشایی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶۲ما صلح نمودیم ز گلزار به بویی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۶۳خرابم کرده چشم نیم مستی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.