پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۵۶

ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی

کوه الم از دامن صحرای تو سنگی

در دشت خطرناک تو هر خار سنانی

از بحر پرآشوب تو هر موج نهنگی

گردون سراسیمه و این خاک گرانسنگ

در کوچه سودای تو دیوانه و سنگی

در راه تمنای تو ارباب طلب را

عمر ابد و مرگ، شتابی و درنگی

صحرایی سودای تو هر نافه بویی

سودایی صحرای تو هر لاله رنگی

برقی که ازو طور به زنهار درآید

از نرگس مژگان تو رم خورده خدنگی

با شوخی چشم تو رم چشم غزالان

در دیده روشن گهران آهوی لنگی

موجی که بود سلسله جنبان تلاطم

با شوخی مژگان تو همچون رگ سنگی

یاقوت ز شرم لب رنگین سخن تو

چون چهره خجلت زده هر لحظه به رنگی

از حسن پر از شیوه آن کان ملاحت

قانع نتوان گشت به صلحی و به جنگی

از بار شکوه تو بود خامه صائب

چون سبزه نورسته نهان در ته سنگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۵۸ظلم است که درمان خود از درد ندانی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۵۹ای جاده سودای تو هر رشته آهی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۰در سینه عشاقی و از سینه جدایی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶۱با زلف تو دم می زند از نافه گشایی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۶۲ما صلح نمودیم ز گلزار به بویی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۶۳خرابم کرده چشم نیم مستی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶۴زمین از ترکتاز او غباری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۶۵هوا را گر به فرمان کرده باشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.