پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۶۴

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

بهشت از گلشن لطفش نسیمی

جحیم از آتش قهرش شراری

بهار از گلستانش برگ سبزی

خزان از دفتر او رقعه داری

به هر سو همچو خالش تیره روزی

به هر جانب چو زلفش بی قراری

بود یک چاربرگه چار عنصر

در آن گلشن که او دارد قراری

خرابات است کاسه سرنگونی

که از بزمش فتاده برکناری

به گلشن داد رخساری گشاده

به گلخن داد چشم سرمه داری

به سنبل خاطر آشفته بخشید

به شبنم داد چشم اشکباری

خداوندا به صائب رحمتی کن

که شد یک قطره خوی از شرمساری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶۶به روی گرم اگر تابنده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۶۷اگر دل از علایق کنده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۸اگر بی پرده خود را دیده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶۹تجلی سنگ را نومید نگذاشت
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷۰تو دست افشانی جان را چه دانی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۷۱مکن ای بی وفا ناآشنایی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۷۲گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷۳تا کی ز دود غلیان دل را تباه سازی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.