پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۶۳

خرابم کرده چشم نیم مستی

که دارد همچو مژگان پیشدستی

شرابی خاص در پیمانه دارد

ز چشم مست او هر می پرستی

پریزادی است مژگانت که از چشم

گرفته در بغل آهوی مستی

درین پستی چه می کردم چو شهباز

نمی دادم اگر دستی به دستی

سرافرازی رسد آزاده ای را

که دارد در بغل چون سرودستی

ز نقصان می پذیرد مه تمامی

درستی ها بود در هر شکستی

تزلزل نیست در اطوار عاشق

بنای عشق را نبود نشستی

زبون آرزو تا کی توان بود؟

چه عاجزمانده ای در خار بستی؟

ز خود تا نگذری صائب چو مردان

اگر در کعبه باشی بت پرستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶۵هوا را گر به فرمان کرده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۶۶به روی گرم اگر تابنده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۷اگر دل از علایق کنده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶۸اگر بی پرده خود را دیده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۶۹تجلی سنگ را نومید نگذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۷۰تو دست افشانی جان را چه دانی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۷۱مکن ای بی وفا ناآشنایی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷۲گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.