پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷۱

مکن ای بی وفا ناآشنایی

در آتش سوخت گل از بی وفایی

نگیرد در دل عاشق شکستم

فسون چرب نرم مومیایی

به طوف کعبه انصاف رو کن

ببر زنار کافر ماجرایی

به این بیگانگان آشناروی

مبادا هیچ کس را آشنایی

اگر گیرد غبار خاطرم اوج

نیاید بر زمین تیر هوایی

ز دست خصم بیرون می کنم تیغ

به زور پنجه بی دست و پایی

تکلف نیست در طرز سلوکم

منم شهری و عالم روستایی

نمی چسبد به کلک و نامه دستم

چه بنویسم ز بیداد جدایی؟

خمار زرد روی هجر دارد

شراب لاله رنگ آشنایی

ندانم جمع چون کرده است لاله

دل پرداغ با گلگون قبایی

مصیبت خانه پر دود ما را

ز روزن نیست چشم روشنایی

چرا باشم گران در چشم مردم؟

شلاین نیستم در آشنایی

به چندین شانه از زلف درازش

برون کردند چین نارسایی

ز چشم مشتری گردید پنهان

متاعم از غبار ناروایی

خزان صائب اگر این رنگ دارد

میان رنگ و بو افتد جدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۷۳تا کی ز دود غلیان دل را تباه سازی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۷۴افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۷۵اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۷۶از بس که خوش عنان است سیلاب زندگانی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷۷آن را که نیست قسمت از روزی خدایی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۷۸یا غمم را شمار بایستی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۷۹تلخ منشین شراب اگر داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۸۰دلفروزست جام خاموشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.