پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸۰

دلفروزست جام خاموشی

ما و عیش مدام خاموشی

نطق هر چند با شکوه بود

نیست با احتشام خاموشی

از حوادث کند سپرداری

تیغ جان را نیام خاموشی

ایمن از انقلاب سهو و خطاست

ملک با انتظام خاموشی

زردرویی نمی کشد ز خمار

باده لعل فام خاموشی

دل تاریک را کند روشن

نور ماه تمام خاموشی

هرگز از باده پشیمانی

نشود تلخ کام خاموشی

ندرد پرده کسی هرگز

در مجالس مقام خاموشی

پیش عارف بهشت دربسته است

فیض دارالسلام خاموشی

فیض ذکر خفی دهد به نفس

اهل حق را دوام خاموشی

مار انگشت را بکوبد سر

سخن با نظام خاموشی

پستی نطق می شود معلوم

چون برآیی به بام خاموشی

درنیاید به سر ز تندروی

هر که دارد زمام خاموشی

پاکبازان محو را نبود

باقی لاکلام خاموشی

در نظر بحر آرمیده بود

صائب از احتشام خاموشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۸۲ورق تا نگردانده باد خزانی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۸۳منزه ز لاف است حیران معنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۸۴تا چند مرا از خود ای دوست جدا داری؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۸۵هر چند که مهر شرم بر درج دهن داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۸۶در نظر هر که داد عشق تواش سروری
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۸۷خاک سیه روز را شمع شبستان تویی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۸۸حرف آن لب در میان افکنده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۸۹کشتی تن را شکستم یللی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.