پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۸۶

در نظر هر که داد عشق تواش سروری

ملک سلیمان بود حلقه انگشتری

چون به چمن بگذرد شعله رعنای تو

سرو به بر می کند جامه خاکستری

در نظر اهل دید خار کند گلشنی

در جگر قانعان قطره کند کوثری

خنده او چون گره واکند از کار شرم

پای گذارد به کوه خنده کبک دری

هر کف خاک مرا شورش دیگر بود

پیکر منصور را نیست غم بی سری

دامن خورشید را زود تواند گرفت

هر که چو شبنم بود در پی گردآوری

رفت سلامت برون آخر ازین سنگلاخ

آینه ما نداشت طالع اسکندری

ز اطلس و دیبای چرخ صائب بهتر بود

اخگر دل زنده را جامه خاکستری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۸۸حرف آن لب در میان افکنده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۸۹کشتی تن را شکستم یللی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۹۰پا به ادب نه که زخم خار نیابی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۹۱مرکز عیش است آن دهان که تو داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۹۲ای از خراباتت زمین دُرد ته پیمانه‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۹۳با دختر رز دگر نشستی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۹۴رویی به طراوت قمر داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۹۵دارد از خط گل رخسار تو فرمان خدایی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.