پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷۳

تا کی ز دود غلیان دل را تباه سازی؟

این خانه خدا را تا کی سیاه سازی؟

تا کی برای دودی آتش پرست باشی؟

تا چند همچو حیوان با این گیاه سازی؟

تا چند شمع ماتم در بزم دل فروزی؟

هر دم که سربرآرد همرنگ آه سازی

لوح وجود انسان آیینه ای خدایی ا ست

این قسم مظهری را تا کی سیاه سازی؟

در یک شمار باشد جادو و دود، تا کی

این قسم جادویی را از دل پناه سازی؟

رنجی نبرده ای زان در سوختن دلیری

یک برگ را نسوزی گر یک گیاه سازی

خندید صبح پیری وقت سفیدکاری است

طومار زندگی را تا کی سیاه سازی؟

غلیان به کف ندارد جز اشک و آه چیزی

تا کی به اشک جوشی، تا کی به آه سازی؟

از ریشه گر برآری این برگ بی ثمر را

هر موی بر تن خود زرین گیاه سازی

هر دم که تیره نبود صبح گشاده رویی است

صبح وجود خود را تا کی سیاه سازی؟

گر ترک دودگیری، آیینه درون را

در عرض یک دو هفته روشن چو ماه سازی

وقت است وقت صائب کز دود لب ببندی

روشنگر دل خود ذکر اله سازی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۷۵اکسیر شادمانی است خاک دیار طفلی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۷۶از بس که خوش عنان است سیلاب زندگانی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۷۷آن را که نیست قسمت از روزی خدایی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۷۸یا غمم را شمار بایستی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷۹تلخ منشین شراب اگر داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۸۰دلفروزست جام خاموشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۸۱نمی آید از من دگر بردباری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۸۲ورق تا نگردانده باد خزانی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.