پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۶۵

هوا را گر به فرمان کرده باشی

دو صد بتخانه ویران کرده باشی

دل سنگین خود گر نرم سازی

فرنگی را مسلمان کرده باشی

ترا آن روز دولت رو نماید

که رو از خلق پنهان کرده باشی

سخاوت با سخاوت پیشگان کن

که با یک شهر احسان کرده باشی

تنورت گرم باشد همچو خورشید

قناعت گر به یک نان کرده باشی

چو لاله سرخ رو از خاک خیزی

اگر داغی به دامان کرده باشی

هوس را عشق کردن آنچنان است

که موری را سلیمان کرده باشی

به عبرت زین تماشاگاه کن صلح

که آتش را گلستان کرده باشی

برون آرد سر از دریا حبابت

هوا را گر به زندان کرده باشی

اگر پیش از رحیل از خواب خیزی

سفر را بر خود آسان کرده باشی

ترا از حرف لب بستن چنان است

که یوسف را به زندان کرده باشی

نگردد خیره از خورشید تابان

نگاهی را که حیران کرده باشی

شود روشن ترا حال من آن روز

که اخگر در گریبان کرده باشی

نخواهی گرد عالم گشت صائب

اگر در خویش جولان کرده باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶۷اگر دل از علایق کنده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۶۸اگر بی پرده خود را دیده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۹تجلی سنگ را نومید نگذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۷۰تو دست افشانی جان را چه دانی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۷۱مکن ای بی وفا ناآشنایی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۷۲گر بگذری ز هستی آرام جان بیابی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۷۳تا کی ز دود غلیان دل را تباه سازی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷۴افتاده کار ما را با یار شوخ و شنگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.