پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۵۹

ای جاده سودای تو هر رشته آهی

در هر گذری چشم به راه تو نگاهی

بر حسن لطیف تو که در چشم نیاید

از صبح ازل تا به ابد مد نگاهی

زان روز که شد حسن تو غایب ز نظرها

هر چشم ز مژگان شده مجموعه آهی

چون لاله به هر گام فتاده است درین دشت

بر آتش حسرت جگر نامه سیاهی

عشق تو ز بنیاد جهان دود برآورد

با برق تجلی چه کند مشت گیاهی؟

چون رشته گوهر ز حجاب تو زند تاب

در هر گره اشک فرو مانده نگاهی

از عشق تو در کشور ما خانه خرابان

چون وادی محشر نتوان یافت پناهی

در عالم امکان دل عارف نگشاید

یوسف چه قدر جلوه کند در ته چاهی؟

تا چند به غفلت کنی این آب و علف صرف؟

سرمایه مشک است درین دشت گیاهی

فریاد که دور قدح عمر سرآمد

چندان که حبابی شکند طرف کلاهی

من ذره آن مهر جهانتاب که گردید

هر پاره دل صائب ازو پاره ماهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶۱با زلف تو دم می زند از نافه گشایی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۶۲ما صلح نمودیم ز گلزار به بویی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۳خرابم کرده چشم نیم مستی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶۴زمین از ترکتاز او غباری
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۶۵هوا را گر به فرمان کرده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۶۶به روی گرم اگر تابنده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶۷اگر دل از علایق کنده باشی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۶۸اگر بی پرده خود را دیده باشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.