پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۶۰

در سینه عشاقی و از سینه جدایی

چون صورت آیینه ز آیینه جدایی

در چشمی و در چشم نیایی ز لطافت

گنجینه نشینی و ز گنجینه جدایی

در ظرف زمان شوکت حسن تو نگنجد

نوروزی و از شنبه و آدینه جدایی

نزدیکتری از رگ گردن به حقیقت

هر چند که از عاشق دیرینه جدایی

پنهانی عالم ز وجود تو هویداست

آیینه پرستی و ز آیینه جدایی

غیر از تو سخن را کسی این رنگ نداده است

صائب تو ازین مردم پیشینه جدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶۲ما صلح نمودیم ز گلزار به بویی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۶۳خرابم کرده چشم نیم مستی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶۴زمین از ترکتاز او غباری
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۶۵هوا را گر به فرمان کرده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۶۶به روی گرم اگر تابنده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۶۷اگر دل از علایق کنده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶۸اگر بی پرده خود را دیده باشی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۶۹تجلی سنگ را نومید نگذاشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.