پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴۷

گر درد طلب رهبر این قافله بودی

کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟

زود این ره خوابیده به انجام رسیدی

گر ناله شبگیر درین مرحله بودی

دل چاک نمی گشت ز فریاد جرس را

بیداری اگر در همه قافله بودی

شوق است درین وادی اگر راحله ای هست

در راه نمی ماندی اگر راحله بودی

می بود اگر مغز ترا پرده هوشی

آسوده ازین عالم پرمشغله بودی

از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی

گر در خور این باده مرا حوصله بودی

دریای وجود از تو شدی مخزن گوهر

رزق تو اگر از کف پرآبله بودی

شیرازه جمعیتش از هم نگسستی

با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی

چون آب روان می گذرد عمر و تو غافل

ای وای درین قافله گر فاصله بودی

صائب سر زلف سخن از دخل حسودان

آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۴۹دستی به سر زلف خود از ناز کشیدی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۵۰چون رشته به همواری اگر نام برآری
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۵۱دل آب کند برق جلالی که تو داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۵۲محراب نظرهاست کمانی که تو داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۵۳خون می چکد از تیغ نگاهی که تو داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵۴با اهل دل ای گردش افلاک چه داری؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۵۵زنهار دل خویش به عالم نگذاری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۵۶ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.