پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴۲

ای غافلی که در پی دینار می روی

آخر ز سکه در دهن مار می روی

حسن مجاز را به حقیقت گزیده ای

غافل مشو که روی به دیوار می روی

از غفلت تو پیر مغان در کشاکش است

می در پیاله داری و هشیار می روی

خاری است خار غصه که در پا نمی خلد

تا پا برهنه بر سر این خار می روی

از آفتاب دیده بد نور می برد

ای ماه خانگی چه به بازار می روی؟

در قلزمی که کام نهنگ است هر صدف

غواص نیستی و نگونسار می روی

چشمت به نور شمسه ایوان عقل نیست

از ره به رزق طره دستار می روی

آب حیات آتش افسرده، دامن است

چندین ز حرف سرد چه از کار می روی؟

در آستان خانه خود خاک می شوی

از خود برون چنین که گرانبار می روی

صائب چه نشائه بود که چون چشم دلبران

مست آمدی به عالم و بیمار می روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۴۴چندان به خضر ساز که از خود بدر شوی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۴۵تا رهنورد وادی سودا نمی شوی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۴۶دل را اگر چه نیست ز دلدار آگهی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۴۷گر درد طلب رهبر این قافله بودی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴۸یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۴۹دستی به سر زلف خود از ناز کشیدی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۵۰چون رشته به همواری اگر نام برآری
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۵۱دل آب کند برق جلالی که تو داری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.