پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴۰

لنگر درین خراب برای چه می کنی؟

در راه سیل خواب برای چه می کنی؟

تعمیر خانه ای که بود در گذار سیل

ای خانمان خراب برای چه می کنی؟

موی سفید، گرده صبح قیامت است

در وقت صبح خواب برای چه می کنی؟

اندیشه است لنگر عمر سبک عنان

در گفتگو شتاب برای چه می کنی؟

جرم تو از حساب برون است و از شمار

اندیشه از حساب برای چه می کنی؟

نقش است هر چه هست درین خانه غیر حق

از مردمان حجاب برای چه می کنی؟

از تیر کج کمان نبرد کجروی برون

با آسمان عتاب برای چه می کنی؟

بحری که می کنی طلبش در کنار توست

ای موج، اضطراب برای چه می کنی؟

ای گوهر گرامی این بحر، چون حباب

سر در سر شراب برای چه می کنی؟

کوثر به خاکبوس نهال تو تشنه است

دلهای خلق آب برای چه می کنی؟

دل نیست گوهری که درآرد به رشته سر

سامان پیچ و تاب برای چه می کنی؟

صائب جهان پوچ بود قلزم سراب

لنگر درین سراب برای چه می کنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۴۲ای غافلی که در پی دینار می روی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۴۳ای بی‌خبر ز خود به تماشا چه می‌روی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۴۴چندان به خضر ساز که از خود بدر شوی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۴۵تا رهنورد وادی سودا نمی شوی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴۶دل را اگر چه نیست ز دلدار آگهی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۴۷گر درد طلب رهبر این قافله بودی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۴۸یک روز گل از یاسمن صبح نچیدی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۴۹دستی به سر زلف خود از ناز کشیدی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.