پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۳۳

بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی

در سنگ اگر نظر کنی آیینه رو کنی

استاده است تیشه به کف عشق بت شکن

دل را مباد بتکده آرزو کنی

ای واعظ فسرده نفس، چند همچو نِی

خود را به کار خلق به زور گلو کنی؟

معراج دوش خلق رود زیر بار تو

افتادگی شعار اگر چون سبو کنی

از چشمه سار نسبت اگر آب خورده ای

از اشک تاک آب به پای کدو کنی

آن گوهر نهفته که خورشید داغ اوست

در مشت خاک توست اگر جستجو کنی

(عمر بهار چون شفق صبح بی بقاست

با آفتاب زرد خزان به که خو کنی)

در هیچ چشمه آب نمازی نمانده است

صائب مگر به خون دل خود وضو کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۳۵دایم ستیزه با دل‌افگار می‌کنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۳۶زین گریه دروغ که ای پیر می کنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۳۷هرگاه رخ ز باده عرقناک می کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳۸زیر سپهر خواب فراغت چه می کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۳۹تسکین دل به زلف پریشان چه می‌کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۴۰لنگر درین خراب برای چه می کنی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۴۱پنهان رخ چو ماه برای چه می کنی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۴۲ای غافلی که در پی دینار می روی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.