پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۷

ای گل ز شوخ چشمی اغیار غافلی

از سادگی ز زخم خس و خار غافلی

ای گل ز دامن تر اغیار غافلی

آیینه ای، ز آفت زنگار غافلی

در خواب ناز نرگس خود را ندیده ای

از ترکتاز فتنه بیدار غافلی

آیینه خمار شکن پیش دست توست

از اضطراب تشنه دیدار غافلی

هر موی بر تن تو شود آه حسرتی

آگاه اگر شوی که چه مقدار غافلی

افکنده ای بساط اقامت به زیر چرخ

در تنگنای بیضه ز گلزار غافلی

دولت طلب ز سایه بال هما کنی

از خواب امن سایه دیوار غافلی

چون رشته دست پیش گهر می کنی دراز

از گنج خویش در ته دیوار غافلی

چسبیده ای چو نی به شکرخواب عافیت

از جستجوی دولت بیدار غافلی

زان چون جرس همیشه دلت می تپد که تو

در کاروان ز قافله سالار غافلی

واقف نه ای ز رفتن عمر سبک عنان

چون کاروان ریگ ز رفتار غافلی

داری گمان که با تو به دل گشته است راست

صائب ز مکر عالم غدار غافلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۲۹تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۳۰تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۳۱چند از بهار عشق قناعت به خس کنی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳۲گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۳۳بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۳۴در پیری ارتکاب می ناب می کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳۵دایم ستیزه با دل‌افگار می‌کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۳۶زین گریه دروغ که ای پیر می کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.