پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۶

صائب ز طول بیش بود عرض راه تو

از مستی این چنین که به هر سوی مایلی

از درد و داغ عشق بود شور هر دلی

بی روی آتشین نشود گرم محفلی

در عین ناز، نرگس خود را ندیده ای

از ترکتاز لشکر بیداد غافلی

برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک

نسبت به شوخی تو بود پای در گلی

در دیده نظارگیان ماهپاره ای است

از آفتاب حسن تو هر پاره دلی

زان آتشی که از رخ لیلی بلند شد

هر برگ لاله ای است درین دشت محملی

هر حلقه را ز روی تو نعلی در آتش است

در دور خط به بردن دل بس که مایلی

هر چند روی دل ز تو هرگز ندیده ایم

بر هر طرف که روی کنم در مقابلی

افتادگی گزین که ره دور عشق را

غیر از فتادگی نتوان یافت منزلی

از دل اگر غبار تعلق فشانده ای

آزاده ای، اگر چه اسیر سلاسلی

گر تشنه وصال محیط است آب تو

در جویبار جسم به آن بحر واصلی

سیلاب می برد خس و خاشاک را به بحر

دامان عشق گیر اگر زان که کاهلی

گوهر اگر به گرد یتیمی نمی رسید

زین بحر بیکنار نمی یافت ساحلی

خورشید بدر کرد مه ناتمام را

با ناقصان بساز اگر زان که کاملی

زان می پرد به نقش و نگار جهان دلت

کز نقشبند عالم ایجاد غافلی

در چشم اعتبار نمک سودن است و بس

در شوره زار عالم اگر هست حاصلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۲۸کوچکدلی است مایه تسخیر عالمی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۲۹تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۳۰تا کی ز جهل چاره حرص از طلب کنی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳۱چند از بهار عشق قناعت به خس کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۳۲گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۳۳بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳۴در پیری ارتکاب می ناب می کنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۳۵دایم ستیزه با دل‌افگار می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.