پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲۰

تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟

غافل شود ز حق به تماشا رود کسی

دامان خشک، موج ز دریا نمی برد

پاک از گنه چگونه ز دنیا رود کسی؟

دور حباب نیم نفس نیست بیشتر

از حرف پوچ بهر چه از جا رود کسی؟

چاکی که دست عشق زند بخیه گیر نیست

تا کی به چشم سوزن عیسی رود کسی؟

در پرده دل است تماشای هر دو کون

بیرون ز خود چرا به تماشا رود کسی؟

شبنم به آفتاب ز همت رسیده است

بی بال و پر چگونه به بالا رود کسی؟

هر جا شدیم مرکز چندین بلا شدیم

در قعر دل مگر چو سویدا رود کسی

دست از رکاب جذبه توفیق برمدار

آن راه نیست عشق که تنها رود کسی

در چشم این سیاه دلان نور شرم نیست

صائب مگر به دیده عنقا رود کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۲۳آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲۴تیغ تو در نیام کند قطع زندگی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۵آسودگی مجو ز گرفتار زندگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲۶صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۷ای گل ز شوخ چشمی اغیار غافلی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۸کوچکدلی است مایه تسخیر عالمی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۹تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.