پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۸

بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟

با بی مروتان چه مروت کند کسی؟

گرداب را به گردش خود اختیار نیست

از گردش فلک چه شکایت کند، کسی؟

در ساحت جهان نبود غیر پای خم

یک گل زمین که خواب فراغت کند، کسی

آفاق را غبار کدورت گرفته است

کو گوشه ای که رفع کدورت کند، کسی؟

صبح وطن به دیده من کام اژدهاست

یارب مباد خوی به غربت کند، کسی

میزان غربت از زر و گوهر لبالب است

در پله وطن چه اقامت کند کسی؟

نمرود را ز پای درآورد پشه ای

بر دشمن ضعیف چه رحمت کند کسی؟

عمر شرار چشم ز هم بازکردنی است

با این حیات سهل چه عشرت کند کسی؟

پیر مغان اگر ندهد رخصت شراب

صائب چگونه رفع کدورت کند کسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۳آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲۴تیغ تو در نیام کند قطع زندگی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۵آسودگی مجو ز گرفتار زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۶صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۷ای گل ز شوخ چشمی اغیار غافلی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.