پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۷

حیف است عمر صرف تماشا کند کسی

چون باز بی شکار نظر وا کند کسی

آیینه است عالم و سیماب رهروان

آسودگی چگونه تمنا کند کسی؟

از دار پا به کرسی افلاک می نهد

خود را اگر سبک چو مسیحا کند کسی

در منزل نخست فنا می شود تمام

هر چند زاد راه مهیا کند کسی

زین خار و خس که ریخت علایق به راه ما

فرصت کجاست چشم به بالا کند کسی؟

عالم تمام یک گل بی خار می شود

دل را اگر ز کینه مصفا کند کسی

آهن دلان به آه ملایم نمی شوند

چون قفل بسته را به نفس وا کند کسی؟

اظهار درد، مرگ گلوگیر دیگرست

چون عرض درد خود به مسیحا کند کسی؟

شیرین کنیم کام چو طوطی به حرف خوش

گر در شکر مضایقه با ما کند کسی

خالی نکرده دامن اطفال را ز سنگ

ظلم است رو به دامن صحرا کند کسی

چون عاقبت گذاشتنی و گذشتنی است

صائب چه التفات به دنیا کند کسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲۳آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۴تیغ تو در نیام کند قطع زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۵آسودگی مجو ز گرفتار زندگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۶صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.