پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۵

ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی

از خوبی تو قصه یوسف حکایتی

درد کهن به پرسش رسمی نمی رود

کی می دهد تسلی عاشق عنایتی؟

پاس ادب عنان سخن را کشیده داشت

روزی که داشت درددل ما نهایتی

ما را زبان شکوه چو صائب نداده اند

می داشت کاش درد دل ما نهایتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۳آن را که نیست ذوق وصال شکستگی
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۴تیغ تو در نیام کند قطع زندگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.