پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۱

ای شمع طور از آتش حسنت زبانه‌ای

عالم به دور زلف تو زنجیرخانه‌ای

شد سبز و خوشه کرد و به خرمن کشید رخت

زین بیشتر چگونه کند سعی، دانه‌ای؟

از هر ستاره چشم بدی در کمین ماست

با صدهزار تیر چه سازد نشانه‌ای؟

چون سر برون برد به سلامت سپند ما؟

زین بحر آتشین که ندارد کرانه‌ای

چون باد صبح رزق من از بوی گل بود

مرغ قفس نیم که بسازم به دانه‌ای

عاشق کسی بود که درین دشت آتشین

پروانه‌وار خوش نکند آشیانه‌ای

ناف مرا به نغمهٔ عشرت بریده‌اند

چون نی نمی‌زنم نفس بی‌ترانه‌ای

صائب فسرده‌ایم، بیا در میان فکن

از قول مولوی غزل عاشقانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۳طفلی کز او مراست تمنای آشتی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۴ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۵ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱۶ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.