پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۲

ای جان به قید گنبد خضرا چگونه‌ای؟

ای باده در شکنجه مینا چگونه‌ای؟

ای شبنم بهشت که خورشید داغ توست

از اشتیاق عالم بالا چگونه‌ای؟

ای لاله‌ای که چشم به صحرا گشوده‌ای

زیر سیه گلیم سویدا چگونه‌ای؟

ای باده‌ای که خم ز تو بشکافت چون انار

در قید شیشه خانه دل‌ها چگونه‌ای؟

ای شیشه‌ای که سایه گل بر تو سنگ بود

در زیر دست حمله خارا چگونه‌ای؟

ای باد خوش‌خرام که گل سینه‌چاک توست

در کوچه بند زلف چلیپا چگونه‌ای؟

ای شعله‌ای که طور سپند فروغ توست

در مجمر شکسته دل‌ها چگونه‌ای؟

ای شاهباز دامن صحرای لامکان

در تنگنای بیضه دنیا چگونه‌ای؟

ای برق خانه‌سوز که نعلت در آتش است

در تابخانه جگر ما چگونه‌ای؟

ای قطره از جدایی قلزم چه می‌کنی؟

ای موج بی‌کشاکش دریا چگونه‌ای؟

دریا ز انتظار تو بر خاک می‌تپد

ای قطره از جدایی دریا چگونه‌ای؟

صائب جواب آن غزل مولوی است این

کای گوهر فزوده ز دریا چگونه‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۴ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۵ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۶ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.