پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۳

طفلی کز او مراست تمنای آشتی

دارد به جنگ رغبت حلوای آشتی

از عجز ما قرار به تسلیم داده ایم

هم لطف او مگر کند انشای آشتی

هر کس که کرده است تماشای جنگ ما

امروز گو بیا به تماشای آشتی

امید صلح اگر چه ندارد کسی ز تو

بگذار از برای خدا جای آشتی

در طبع جنگجوی تو هر چند رحم نیست

دل می کشد همان به تمنای آشتی

شامی است دل سیاه که صبحش پدید نیست

جنگی که در میان نبود پای آشتی

حیرت فکنده است به دارالامان مرا

نه فکر جنگ دارم و نه رای آشتی

صائب کسی که چاشنی جنگ یار یافت

گردید بی نیاز ز حلوای آشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۵ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۶ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲۰تا کی به هر مشاهده از جا رود کسی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۲۱تا کی غبار خاطر صحرا شود کسی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲۲حیف است حرف عشق ز ما نشنود کسی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.