پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۱۰

آن را که هست گردش چشم غزاله‌ای

در کار نیست رطل گران و پیاله‌ای

ما را ز کهنه و نو عالم بود کفاف

معشوق نو خطی و می دیر ساله‌ای

تا گل شکفته شد گرو می‌فروش کرد

در خانه داشت هرکه کتاب و رساله‌ای

بگذار حرف محکمی توبه را به طاق

کاین شیشه توتیا شود از سنگ ژاله‌ای

بلبل چگونه مست نگردد، که می‌دهد

از هر گلی بهار به دستش پیاله‌ای

چون عندلیب قسمت من نیست از بهار

غیر از نگاه حسرت و آهی و ناله‌ای

می‌کرد داغ، سینه کان عقیق را

می‌داشت چون رخ تو اگر باغ لاله‌ای

یک هاله در بساط همه چرخ بیش نیست

ماه تراست هر خم آغوش، هاله‌ای

صائب چو تاک نیست غم سر بریدنش

هرکس به یادگار گذارد سلاله‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۱۲ای جان به قید گنبد خضرا چگونه‌ای؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱۳طفلی کز او مراست تمنای آشتی
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۱۴ای زلف مشکبار تو از رحمت آیتی
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۱۵ای حسن خط ز مصحف روی تو آیتی
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱۶ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۱۷حیف است عمر صرف تماشا کند کسی
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱۸بر مردم زمانه چه رحمت کند، کسی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۱۹قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.