پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۹۵

از مردمان اگر چه کناری گرفته ای

این گوشه را برای شکاری گرفته ای

بر هر چه جز خدای دل خویش بسته ای

آیینه دام کرده غباری گرفته ای

قانع به رنگ و بو شده ای همچو شاخ گل

دستی دراز کرده نگاری گرفته ای

در زیر برگ سرمکش از تیغ آفتاب

بعد از هزار سال که باری گرفته ای

چون گل ترا به آتش سوزان شود دلیل

از نقد عمر اگر نه شماری گرفته ای

قانع چو سرو و بید به برگ از ثمر مشو

این یک نفس که رنگ بهاری گرفته ای

صبح امید درشکن آستین توست

گر زان که دامن شب تاری گرفته ای

در هر گشودن نظر و بستن نظر

ملکی گشاده ای و حصاری گرفته ای

زین دعوی بلند که با خلق می کنی

از بهر خود تهیه داری گرفته ای

از جهل کرده ای دل خود زنده زیر خاک

بر دل اگر ز کینه غباری گرفته ای

ماهی است پیش راه تو در ظلمت فنا

شمعی اگر به راهگذاری گرفته ای

خواهد فتاد دامن منزل به دست تو

صائب اگر رکاب سواری گرفته ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۹۷ای آن که دل به عمر سبکرو نهاده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۹۸از دل مپرس، خانه به سیلاب داده ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۹۹من کیستم، چو پل دل خود آب کرده ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۰۰با زهر چشم خنده هم‌آغوش کرده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۰۱تا چهره گلگل از می گلفام کرده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰۲بی پرده رو در آینه ما نکرده ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۰۳دارم ز اشک گرم دل تاب خورده ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۰۴ای دل چه در قلمرو میخانه مانده ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.