پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۶۱ زلف یار مرا به باد دهید
  2. شمارهٔ ۹۶۲ عاشقان را چو نامه باز کنید
  3. شمارهٔ ۹۶۳ جان سرانگشت آن نگارین دید
  4. شمارهٔ ۹۶۴ تا ترا جسم و جان شکار بود
  5. شمارهٔ ۹۶۵ پیش روی تو یاسمین که بود؟
  6. شمارهٔ ۹۶۶ دل که نه زعشق پاره پاره بود
  7. شمارهٔ ۹۶۷ عشق تو هرگزم ز سر نرود
  8. شمارهٔ ۹۶۸ دل ز نادیدنت به جان نشود
  9. شمارهٔ ۹۶۹ یار ما را از آن خویش نشد
  10. شمارهٔ ۹۷۰ هر که بر گفته تو گوش نهاد
  11. شمارهٔ ۹۷۱ لاله پیش رخت کله بنهد
  12. شمارهٔ ۹۷۲ عاشقی مرد را سزای دهد
  13. شمارهٔ ۹۷۳ هر که دل با غم تو یار کند
  14. شمارهٔ ۹۷۴ صبح پیش رخ تو دم نزند
  15. شمارهٔ ۹۷۵ از دهانت سخن به کام رسد
  16. شمارهٔ ۹۷۶ وقت آن شد که گل شکفته شود
  17. شمارهٔ ۹۷۷ لب لعل تو جز به جان نبرد
  18. شمارهٔ ۹۷۸ از نکو بد نگو نمی آید
  19. شمارهٔ ۹۷۹ مدتی شد که یار می ناید
  20. شمارهٔ ۹۸۰ شب که بادم ز سوی یار آمد
  21. شمارهٔ ۹۸۱ هر کرا خال عنبرین باشد
  22. شمارهٔ ۹۸۲ هر که را یاریار می افتد
  23. شمارهٔ ۹۸۳ دیده با تو چو هم نظر گردد
  24. شمارهٔ ۹۸۴ عاشق از سینه جان برون گیرد
  25. شمارهٔ ۹۸۵ با تو در سینه جان نمی‌گنجد
  26. شمارهٔ ۹۸۶ شیوه کان ترک ماهرو داند
  27. شمارهٔ ۹۸۷ دیده در خون سزای می بیند
  28. شمارهٔ ۹۸۸ شحنه غم دواسپه می آید
  29. شمارهٔ ۹۸۹ دهنت را نفس نمی بیند
  30. شمارهٔ ۹۹۰ اگر آن ماه مهربان گردد
  31. شمارهٔ ۹۹۱ خم زلفت که مشک چین آمد
  32. شمارهٔ ۹۹۲ دل ز روی تو دور نتوان کرد
  33. شمارهٔ ۹۹۳ دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
  34. شمارهٔ ۹۹۴ با رخت شب چراغ نتوان کرد
  35. شمارهٔ ۹۹۵ آنچه یک چند آب حیوان کرد
  36. شمارهٔ ۹۹۶ دل بدین و بدو نخواهم داد
  37. شمارهٔ ۹۹۷ دل با درد را کجا یابند؟
  38. شمارهٔ ۹۹۸ شکن زلف باز خواهی کرد
  39. شمارهٔ ۹۹۹ مناز، ای بت چین، که چین هم نماند
  40. شمارهٔ ۱۰۰۰ اگر دلبری چون تو جایی برآید
  41. شمارهٔ ۱۰۰۱ چو آن شوخ شب در دل زار گردد
  42. شمارهٔ ۱۰۰۲ بدان دلفریبی که گیتی نماید
  43. شمارهٔ ۱۰۰۳ بر آن است جانم که ناگه برآید
  44. شمارهٔ ۱۰۰۴ ز من بشنو، ای دل که خوبان چه چیزند؟
  45. شمارهٔ ۱۰۰۵ خوش آن شب که چشمم بر آن نای بود
  46. شمارهٔ ۱۰۰۶ تو گر خویشتن را بخواهی نمود
  47. شمارهٔ ۱۰۰۷ دو چشمت که تیر بلا می زند
  48. شمارهٔ ۱۰۰۸ لبش در شکر خنده جان می برد
  49. شمارهٔ ۱۰۰۹ دل از بند زلفت رها کی شود؟
  50. شمارهٔ ۱۰۱۰ شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
  51. شمارهٔ ۱۰۱۱ تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد
  52. شمارهٔ ۱۰۱۲ از اشک من به کویت جز سرخ گل نروید
  53. شمارهٔ ۱۰۱۳ زلفت، صنما، تافته چندین چه نشیند؟
  54. شمارهٔ ۱۰۱۴ اگر سرو من در چمن جا بگیرد
  55. شمارهٔ ۱۰۱۵ به هر جنبش که در زلفت ز باد صبحگاه افتد
  56. شمارهٔ ۱۰۱۶ بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
  57. شمارهٔ ۱۰۱۷ هوایی خرم است و هر طرف باران همی بارد
  58. شمارهٔ ۱۰۱۸ هوایی خرم است و ابر لولوبار می بارد
  59. شمارهٔ ۱۰۱۹ چو صبح از روی نورانی نقاب تار بگشاید
  60. شمارهٔ ۱۰۲۰ سفیده دم چو در از ابر درفشان بچکد

متن اشعار به نقل از گنجور.