پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۷

لب لعل تو جز به جان نبرد

آشکارا برد، نهان نبرد

جان بدینسان که می برد لب تو

هیچ کس از لب تو جان نبرد

نرود مه بر اوج در شب تار

تا ز زلف تو نردبان نبرد

پیش ازین بر خودم یقینی بود

که دلم هیچ دلستان نبرد

تو ببردی همه یقین دلم

بر طریقی که کس گمان نبرد

چشم پر خون کشم به پیش تو، لیک

کس جگر پیش میهمان نبرد

بر دو چشمم روان بود کشتی

کاین همه عمر بر کران نبرد

برد از ضعف هر طرف بادم

هرگزم بر تو ناگهان نبرد

خسرو افتاد بر در تو چو خاک

باد را گو کز آستان نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۹مدتی شد که یار می ناید
  2. شمارهٔ ۹۸۰شب که بادم ز سوی یار آمد
  3. شمارهٔ ۹۸۱هر کرا خال عنبرین باشد
  4. شمارهٔ ۹۸۲هر که را یاریار می افتد
  5. شمارهٔ ۹۸۳دیده با تو چو هم نظر گردد
  6. شمارهٔ ۹۸۴عاشق از سینه جان برون گیرد
  7. شمارهٔ ۹۸۵با تو در سینه جان نمی‌گنجد
  8. شمارهٔ ۹۸۶شیوه کان ترک ماهرو داند
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.